عبد الحسين نوايى

60

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

عادت برين جارى است و در بين اهل عالم اين حال متعارف است . حال اسارت سربازان تاتار را مايهء مباهات قرار دادن از جوانمردى دور نيست ؟ اگر تعداد اسراى آن طرف مورد توجه و تذكار قرار گيرد موجب خجلت و شرمندگى خواهد بود . بنابراين عدم ذكر اين اوضاع و احوال مناسب به نظر مىرسد . بر خاطر شريفتان مخفى نيست شمارهء سربازان پادشاه عثمانى بيرون از شمار است و در هر - گوشه‌اى كه مأموريت خدمت حاصل نمايند به حدّ توانائى مىكوشند و از فرمان شاهى سر نمىپيچند و آنان كه به انحراف رفته‌اند از عمل خود پشيمان شده و به مجازات رسيده‌اند . بدين ترتيب چگونگى اعتماد و استظهار به آنان روشن است . و اگر به عرض پاسخ يك يك سؤالات مندرج در نامهء گرامى مبادرت گردد موجب اطناب كلام و تسلسل منازعه خواهد بود . خلاصهء كلام اين است همان‌طور كه در نامهء گرامى درج شده براى خاطر دولت پنج روزه و بىبقا عجزه و مساكين پايمال نشده و صلح و صلاح را اراده فرموده‌اند . لاجرم براى حصول نتيجه راهى كه به نتيجه برسد بايد پيش گرفته شود تا اين دولتخواه بىاشتباه به اتمام اين امر فرصت يابد . به ممالك مسّخره از زمان جد امجد پادشاه ما ، سلطان مراد خان عليه الرحمة ، و همچنين در عهد پدر جنت مكانشان سلطان محمد خان ، تا امروز به علت غفلت متصديان و به علت جنگ سربازان اسلام با كفار انكروس كه فراغ از سركوبى آنها ممكن نبود دست اندازى شده بود . به فضل خداوندى اين ممالك از تصرف كنار خارج و قلاع و بقاع مسترد گرديد و ولايات اكرى و قنيژه كه از ممالك كفار محسوب مىشد به متصرفات پادشاهى پيوست . عاقبة الامر از فسادى كه مرتكب شدند پشيمان شدند و با تشبث به صلح و پرداخت خراج گذشته ، از چنگ غازيان اسلام رهائى يافتند و اشقياى جلالى هم پاداش طغيان خود را از دست مجاهدين دريافت داشتند ، و به فضل الهى ، نام و نشانشان از ممالك محروسه معدوم شد و فى الجمله در حال حاضر مانعى براى مصالحه باقى نيست . اعتماد به كثرت و قوت سرباز نبوده بلكه توكل به حق تعالى و استناد به